بیت‌کوین (BTC) با وجود بازگشت از کف‌های قیمتی اوایل ژوئیه، همچنان فاصله زیادی با اوج حدود ۱۲۶ هزار دلاری خود در اکتبر ۲۰۲۵ دارد. به همین دلیل، یافتن فرصت‌های کسب درآمد از ارزهای دیجیتال در سال ۲۰۲۶ با توصیه‌های رایج بازارهای صعودی تفاوت دارد؛ زیرا اتکا به رشد قیمت بیت‌کوین به‌تنهایی ممکن است سرمایه‌گذاران را برای مدتی نامشخص در انتظار نگه دارد.

۶ روش کسب درآمد از ارز دیجیتال در سال ۲۰۲۶؛ استراتژی‌های سوددهی در بازار نزولی که هنوز جواب می‌دهند

شاخص ترس و طمع بازار ارزهای دیجیتال CMC نیز همچنان در محدوده «ترس» قرار دارد، هرچند وضعیت آن نسبت به ماه گذشته که به سطح «ترس شدید» رسیده بود، بهبود یافته است.

بیشتر بخوانید: آموزش استفاده از هوش مصنوعی در ارز های دیجیتال – کاربردها و بهترین روش‌های استفاده

در چنین شرایطی، بیشتر سرمایه‌گذاران به یک راهکار ساده روی می‌آورند: صبر می‌کنند، بخشی از دارایی‌های خود را در یک صرافی استیک می‌کنند و منتظر بازگشت بازار به محدوده سبز می‌مانند. با این حال، این استراتژی همچنان به این فرض وابسته است که بازار پیش از پایان صبر سرمایه‌گذار دوباره صعودی شود.

در این مقاله، به‌جای انتظار برای رشد قیمت، استراتژی‌های مبتنی بر کسب بازده را بررسی می‌کنیم؛ روش‌هایی که به شما امکان می‌دهند حتی زمانی که نمودار قیمت بدون حرکت باقی مانده یا بازار در حال کاهش است، از دارایی‌های خود درآمد کسب کنید.

مروری سریع بر استراتژی‌های کسب بازده در ارزهای دیجیتال

برای افرادی که به‌دنبال یک جمع‌بندی سریع هستند، در ادامه فهرست کامل روش‌های کسب بازده، منبع تأمین درآمد هر روش و مهم‌ترین ریسک مرتبط با آن ارائه شده است:

نرخ‌ها، جزئیات پروتکل‌ها و داده‌های بازار مطرح‌شده در این راهنما بر اساس اطلاعات موجود تا اواخر ژوئیه ۲۰۲۶ تنظیم شده‌اند. با این حال، باید هر نرخ سود سالانه یا APY را عددی متغیر در نظر گرفت، نه یک بازده تضمین‌شده و ثابت.

۱. ییلد فارمینگ

ییلد فارمینگ را می‌توان نسخه دیفای برای کسب سود از دارایی‌های دیجیتال دانست. پروتکل‌های امور مالی غیرمتمرکز برای وام‌دهی دارایی‌ها یا انجام مبادلات کاربران، به مجموعه‌ای از ارزهای دیجیتال نیاز دارند که استخر نقدینگی نامیده می‌شود. شما دارایی خود را در این استخرها واریز می‌کنید و پروتکل در مقابل، بخشی از درآمد حاصل از کارمزد معاملات، وام‌دهی یا سایر فعالیت‌های مالی را به شما پرداخت می‌کند.

شرکت در ییلد فارمینگ معمولاً تنها با چند کلیک امکان‌پذیر است: ابتدا یک کیف پول غیرحضانتی یا Self-Custody را متصل می‌کنید، استخر موردنظر را انتخاب می‌کنید و سپس واریز دارایی را تأیید می‌کنید.

استخرهای استیبل‌کوین در مقایسه با نگهداری ارزهای دیجیتال پرنوسان و انتظار برای رشد بازار، ثبات قیمتی بیشتری دارند. با این حال، نرخ بازده سالانه این استخرها همچنان با ریسک‌هایی مانند ریسک شرکت صادرکننده استیبل‌کوین، از دست رفتن برابری قیمت با دلار، آسیب‌پذیری احتمالی قراردادهای هوشمند و ریسک استفاده از پل‌های بلاکچینی همراه است.

اما نکته مهم اینجاست که دو استخر ممکن است نرخ سود سالانه یکسانی داشته باشند، در حالی که منبع تأمین این سود در هرکدام کاملاً متفاوت باشد.

برای داشتن یک معیار پایه، داده‌های DeFiLlama نشان می‌دهد بیش از ۲۸۰ استخر استیبل‌کوین در این پلتفرم فهرست شده‌اند و میانه بازده آن‌ها حدود ۳.۳۲ درصد است.

نرخ‌های سود چشمگیر مانند ۲۰ یا ۷۷ درصد معمولاً از یکی از دو منبع تأمین می‌شوند.

منبع نخست، انتشار توکن جدید یا Emissions است. در این مدل، پروتکل توکن بومی خود را ایجاد و علاوه بر بازده پایه، آن را به کاربران پرداخت می‌کند. ریسک اصلی این روش آن است که با کاهش مشوق‌ها یا افت ارزش توکن پاداش، نرخ سود اضافی به‌تدریج کاهش یابد و به بازده واقعی و پایه نزدیک شود.

منبع دوم، کارمزد معاملات است. در این حالت، سود کاربران از کارمزدی تأمین می‌شود که معامله‌گران هنگام مبادله دارایی‌ها در استخر پرداخت می‌کنند.

ریسک این روش آن است که ممکن است بخشی از سرمایه واریزشده شما به دارایی‌ای اختصاص یابد که قیمت آن در حال کاهش است. در چنین شرایطی، افت ارزش آن دارایی می‌تواند تمام یا بخشی از درآمد حاصل از کارمزد معاملات را خنثی کند.

۲. تثبیت نرخ سود به‌جای امیدواری به ثابت‌ماندن آن

برخی پروتکل‌ها تلاش می‌کنند بازده متغیر را به نرخ سود ثابتی تبدیل کنند که کاربر از همان ابتدا آن را برای یک دوره مشخص قفل می‌کند.

برای درک بهتر این مدل، پروتکل Pendle را در نظر بگیرید. این پروتکل یک توکن سودده را به دو بخش جداگانه تقسیم می‌کند.

بخش نخست، توکن اصل سرمایه یا Principal Token است که نمایانگر دارایی اولیه واریزشده شماست.

بخش دوم، توکن بازده یا Yield Token نام دارد و نشان‌دهنده سودی است که انتظار می‌رود آن دارایی در آینده ایجاد کند.

در این روش، تنها توکن اصل سرمایه را با قیمتی کمتر از ارزش نهایی آن خریداری می‌کنید. سپس در تاریخ سررسید، همان توکن را به ارزش کامل بازخرید می‌کنید. اختلاف میان قیمت خرید و ارزش بازخرید، سود شما را تشکیل می‌دهد و نرخ این بازده از همان روز خرید مشخص و ثابت می‌شود.

حتما بخوانید: آموزش پیدا کردن نهنگ‌ های موفق ارز دیجیتال با هایپر دش (HyperDash)

ریسک این استراتژی عمدتاً در دو بخش قرار دارد.

نخست، اگر نرخ سود ثابت یک فرصت به‌طور محسوسی بالاتر از استخرهای مشابه باشد، ممکن است بازار در حال قیمت‌گذاری یک ریسک پنهان باشد. این ریسک می‌تواند شامل نقدینگی پایین، ضعف پروتکل پایه، نامطلوب‌بودن تاریخ سررسید یا سایر عواملی باشد که سرمایه‌گذاران را از نگهداری موقعیت تا پایان دوره منصرف می‌کند.

دومین خطر، گرفتارشدن در تله نقدینگی است. دریافت ارزش کامل توکن تنها در تاریخ سررسید تضمین می‌شود. بنابراین، اگر بخواهید زودتر از موعد از موقعیت خود خارج شوید، باید خریداری برای توکن اصل سرمایه پیدا کنید. در بازاری با نقدینگی پایین، ممکن است نتوانید دارایی خود را در زمان دلخواه بفروشید و ناچار شوید آن را تا سررسید نگه دارید.

۳. استخرهای نقدینگی

تأمین نقدینگی یکی از شناخته‌شده‌ترین روش‌های ییلد فارمینگ و در عین حال یکی از بدفهمیده‌شده‌ترین استراتژی‌های کسب سود در دیفای است.

در این روش، به‌جای وام‌دادن یک دارایی، دو توکن را به‌صورت یک جفت در استخر نقدینگی واریز می‌کنید. برای مثال، ممکن است مقدار برابری از اتریوم (ETH) و یو‌اس‌دی کوین (USDC) را وارد استخری کنید که معامله‌گران برای تبدیل این دو دارایی به یکدیگر از آن استفاده می‌کنند.

برای تأمین نقدینگی، ابتدا کیف پول خود را متصل می‌کنید، جفت‌ارز موردنظر را انتخاب می‌کنید و هر دو دارایی را در استخر واریز می‌کنید. با انجام هر مبادله در این استخر، کارمزد کوچکی دریافت می‌شود و شما به‌عنوان تأمین‌کننده نقدینگی یا Liquidity Provider، بخشی از این کارمزد را دریافت می‌کنید.

با این حال، درآمد حاصل از کارمزد می‌تواند تحت تأثیر زیانی قرار بگیرد که در ساختار این روش وجود دارد. Bancor و IntoTheBlock در سال ۲۰۲۱ استخرهای Uniswap v3 را بررسی کردند؛ استخرهایی که در مجموع نزدیک به نیمی از نقدینگی این پلتفرم را در اختیار داشتند.

در این بررسی، درآمد حاصل از کارمزدها به ۱۹۹ میلیون دلار رسید، در حالی که مجموع زیان ناپایدار ۲۶۰ میلیون دلار بود. در نهایت، تنها حدود ۴۸ درصد از کیف پول‌های تأمین‌کننده نقدینگی توانستند سود خالص کسب کنند.

زیان ناپایدار زمانی ایجاد می‌شود که قیمت دو توکن موجود در استخر نسبت به یکدیگر تغییر کند. در چنین شرایطی، استخر به‌طور خودکار بخشی از دارایی‌ای را که قیمت آن در حال افزایش است می‌فروشد و دارایی‌ای را که قیمت آن کاهش یافته خریداری می‌کند.

در نتیجه، ممکن است ارزش نهایی دارایی شما کمتر از حالتی باشد که همان دو توکن را بدون واریز در استخر، به‌صورت مستقیم در کیف پول خود نگهداری می‌کردید.

۴. ری‌استیکینگ

ری‌استیکینگ نسخه پیشرفته‌تری از استیکینگ معمولی است. در این روش، دارایی‌هایی که قبلاً استیک کرده‌اید، بار دیگر برای تأمین امنیت شبکه‌ها یا پروتکل‌های دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

به‌عبارت دیگر، همان سرمایه استیک‌شده می‌تواند به‌طور هم‌زمان در تأمین امنیت چند شبکه نقش داشته باشد و در مقابل، بازده بیشتری برای کاربر ایجاد کند.

در این استراتژی، دو نکته مهم وجود دارد که باید پیش از سرمایه‌گذاری در نظر بگیرید.

نخست اینکه بازده اضافی ری‌استیکینگ معمولاً چندان چشمگیر نیست. ارزش کل قفل‌شده یا TVL این حوزه در مقایسه با اوج خود کاهش قابل‌توجهی داشته است.

در زمان نگارش این مقاله، برخی استخرهای واقعی مانند ezETH متعلق به پروتکل Renzo همچنان بازدهی کمتر از ۳ درصد ارائه می‌کنند و هیچ توکن پاداش اضافی نیز برای افزایش سود کاربران در نظر گرفته نشده است.

دوم اینکه ماهیت ریسک در ری‌استیکینگ تغییر کرده است. برای مثال، EigenLayer در آوریل ۲۰۲۵ سازوکار اسلشینگ را فعال کرد. بر اساس این سازوکار، اگر اپراتور شبکه‌ای که از آن پشتیبانی می‌کنید رفتار نادرستی داشته باشد، بخشی از دارایی‌های استیک‌شده شما ضبط و از گردش خارج می‌شود.

۵. بازده واقعی

بازده واقعی یا Real Yield پاسخی مستقیم به مدل پرداخت پاداش از طریق انتشار توکن‌های جدید است.

در این مدل، پروتکل سود کاربران را از کارمزدهایی پرداخت می‌کند که از فعالیت واقعی کاربران به دست می‌آورد، نه از توکن‌هایی که خود پروتکل ایجاد می‌کند. این روش شبیه شرکتی است که سود سهام را از محل درآمد واقعی پرداخت می‌کند، نه اینکه برای پرداخت سود، سهام جدید منتشر کند.

پلتفرم GMX یکی از نمونه‌های این مدل است. این صرافی غیرمتمرکز از هر معامله کارمزد دریافت می‌کند و پیش‌تر ۲۷ درصد از این درآمد را مستقیماً در قالب اتریوم و توکن AVAX شبکه آوالانچ به استیک‌کنندگان پرداخت می‌کرد.

با این حال، این پرداخت مستقیم در مارس ۲۰۲۶ متوقف شد. سهم ۲۷ درصدی استیک‌کنندگان همچنان با استفاده از کارمزدهای واقعی برای بازخرید توکن GMX به کار گرفته می‌شود، اما توکن‌های خریداری‌شده تا زمانی که قیمت GMX به ۹۰ دلار برسد، در خزانه پروتکل نگهداری خواهند شد.

پلتفرم معاملاتی غیرمتمرکز dYdX همچنان پرداخت‌های خود را طبق برنامه انجام می‌دهد. تمام کارمزدهای معاملاتی و کارمزد گس در شبکه این پلتفرم، در قالب USDC میان اعتبارسنج‌ها و استیک‌کنندگان آن‌ها توزیع می‌شود.

چرا بسیاری از سرمایه‌گذاران این مدل را ترجیح می‌دهند؟

پروتکلی که فقط با توکن بومی خود پاداش می‌دهد، ممکن است در صورت کاهش قیمت آن توکن وارد یک چرخه نزولی شود. در چنین شرایطی، هم ارزش توکن کاهش می‌یابد و هم ارزش واقعی سود پرداختی افت می‌کند.

پروتکل‌هایی که پاداش را از محل کارمزد تأمین می‌کنند، ریسک گرفتارشدن در این چرخه را کاهش می‌دهند؛ زیرا درآمد آن‌ها از فعالیت واقعی کاربران تأمین می‌شود، نه از انتشار مداوم توکن جدید.

البته این نوع بازده نیز بدون ریسک نیست. کاهش حجم معاملات می‌تواند درآمد پروتکل را کم کند و تصمیم‌های حاکمیتی نیز ممکن است نحوه توزیع کارمزدها را تغییر دهند.

۶. استراتژی دلتا خنثی

استراتژی دلتا خنثی یکی از نزدیک‌ترین روش‌ها به کسب بازدهی است که تا حد زیادی به جهت حرکت قیمت وابسته نیست.

واژه دلتا در معاملات به میزان حساسیت یک موقعیت نسبت به تغییر قیمت دارایی اشاره دارد. دلتا خنثی به این معناست که موقعیت معاملاتی به‌گونه‌ای طراحی شود که اثر افزایش و کاهش قیمت دارایی‌ها تا حد زیادی یکدیگر را خنثی کنند و مجموع دلتا به حدود صفر برسد.

توکن sUSDe متعلق به پروتکل Ethena یکی از نمونه‌های این مدل است. این دارایی تا اواخر ژوئیه ۲۰۲۶، از طریق یک معامله مبتنی بر اختلاف قیمت یا Basis Trade، بازدهی حدود ۴ درصدی ارائه می‌کرد.

در این استراتژی، هم‌زمان یک دارایی را خریداری می‌کنید و به همان میزان روی آن موقعیت فروش می‌گیرید تا اثر این دو موقعیت یکدیگر را خنثی کند. بخش فروش معمولاً از طریق قرارداد آتی دائمی یا Perpetual Futures ایجاد می‌شود.

از آنجا که اندازه موقعیت خرید و فروش برابر است، تغییرات قیمت در یک سمت با سود یا زیان سمت دیگر جبران می‌شود.

نکته‌ای که گاهی باعث سردرگمی می‌شود این است که هدف این دو موقعیت، کسب سود مستقیم از تغییر قیمت نیست. این ساختار برای جذب شوک‌های قیمتی در هر دو جهت طراحی شده است. بنابراین، سود واقعی از کجا تأمین می‌شود؟

منبع نخست، نرخ تأمین مالی یا Funding Rate است. این نرخ پرداختی دوره‌ای است که معامله‌گران سمت شلوغ‌تر بازار قراردادهای دائمی به معامله‌گران سمت مقابل می‌پردازند. زمانی که تعداد معامله‌گران صعودی بیشتر باشد، موقعیت‌های خرید به موقعیت‌های فروش پرداخت انجام می‌دهند و در این شرایط، شما از سمت فروش درآمد کسب می‌کنید.

منبع دوم، وثیقه‌ای است که برای ساخت موقعیت استفاده می‌شود. برای مثال، اگر بخشی از وثیقه شما اتریوم استیک‌شده باشد، این دارایی در تمام مدت همچنان پاداش استیکینگ خود را دریافت می‌کند.

مجموع درآمد حاصل از نرخ تأمین مالی و پاداش استیکینگ، بازده نهایی این استراتژی را تشکیل می‌دهد.

بخوانید: معرفی ۱۰ نهنگ سودده در HyperDash؛ معامله‌گران با برایند مثبت در هایپر دش

با این حال، خنثی‌بودن نسبت به جهت بازار به معنای بدون‌ریسک‌بودن نیست. نرخ تأمین مالی ممکن است کاهش یابد یا حتی منفی شود. این اتفاق معمولاً در بازارهای نزولی رخ می‌دهد؛ زمانی که تعداد زیادی از معامله‌گران به‌طور هم‌زمان وارد موقعیت فروش می‌شوند.

همچنین موقعیت فروش شما در یک صرافی نگهداری می‌شود. بنابراین، بخشی از ریسک به توان مالی و سلامت عملیاتی همان صرافی وابسته است و شما باید اطمینان داشته باشید که پلتفرم در طول نگهداری سرمایه شما توان پرداخت تعهدات خود را حفظ می‌کند.

پیش از استفاده از هر یک از روش‌های گفته‌شده، سه سؤال را بررسی کنید:

سود از چه منبعی پرداخت می‌شود؟

چه عاملی می‌تواند اصل سرمایه را در معرض خطر قرار دهد؟

خروج از موقعیت تا چه اندازه آسان است؟

اگر نتوانید به هر سه سؤال با زبانی ساده و روشن پاسخ دهید، بهتر است دوباره بررسی کنید که آیا نرخ سود سالانه اعلام‌شده واقعاً ارزش پذیرش آن ریسک را دارد یا خیر.

5/5 - (1 امتیاز)

راستی! برای دریافت مطالب جدید در کانال تلگرام یا پیج اینستاگرام سورس باران عضو شوید.

دوره صفر تا صد آموزش بین المللی لینوکس
  • انتشار: 29 جولای 2026

دسته بندی موضوعات

آخرین محصولات فروشگاه

مشاهده همه

نظرات

بازخوردهای خود را برای ما ارسال کنید